10 دلیل مهم که منجر به شکست فرنچایزی‌ها می‌شود
Share on facebook
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on google

۱۰ دلیل مهم که منجر به شکست فرنچایزی‌ها می‌شود

وقتی به مجموعه‌های فرنچایز نگاهی بیاندازیم، می‌بینیم که برخی از آنها به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند و برخی از این فرنچایزی‌ها شکست خورده اند. تحقیقات در آمریکا نشان می‌دهد که تنها ۶۲% از این کسب‌وکارها بیش از ۴ سال دوام می‌آورند و بقیه در طول ۴ سال اول شکست می‌خورند.

چرا فرنچایزها شکست میخورند؟

می‌دانیم که هیچ تضمینی برای موفقیت صد درصدی در کسب‌وکارها وجود ندارد، اما فرنچایزینگ با فراهم آوردن پشتیبانی مناسب و با استفاده از منابع فرنچایز کننده و جامعه فرنچایزی‌هایی که تحت یک نام برند کار می کنند، خطرات کسب‌وکار کوچک را کاهش می‌دهد.

مسلم است که یکی از دلایلی که فرنچایزی‌ها پیوستن به سیستم فرنچایز را انتخاب کرده‌اند، کم کردن ریسک سرمایه گذاری ست و شاید به خاطر همین موضوع است که در صورت شکست و عدم موفقیت خود، اولین و واضح‌ترین فرد برای سرزنش کردن، فرنچایزکننده است که البته در برخی موارد توجیه منطقی ندارد.
با وجود اینکه بسیاری از فرنچایزی‌ها این موضوع را قبول نمی‌کنند، اغلب خودشان عامل شکست و معمار بدبختی خود هستند.

در اینجا ۱۰ دلیل اصلی شکست فرنچایزی‌ها را که می‌توانند مربوط به فرنچایزکننده یا خود نمایندگان باشند را بررسی می‌کنیم. اینکه این موارد با چه تقدم و تاخری اتفاق بیافتند با توجه به نوع کسب و کار متفاوت خواهد بود.

دلایل شکست به خاطر فرنچایز کننده:

۱- مدل کسب و کار بد

مدل تجاری فرنچایز کننده ممکن است اولین چیزی باشد که فرنچایزی‌ها آن را دلیل شکست کسب‌وکار خود بدانند، اما همیشه اینگونه نیست. مدلهای تجاری توسعه نیافته معمولا در کسب‌وکارهای نوپا و استارتاپی یافت می‌شوند، و این موضوعی است که خود فرنچایزی می‌بایست در ارزیابی خود برای پیوستن به آنها مد نظر قرار دهد.

همانطور که ریسک مدل کسب‌وکار ممکن است برای یک فرنچایزکننده جدید بزرگترین دلیل شکست باشد، می‌تواند به عنوان علت بالقوه عدم موفقیت در مجموعه‌های جاافتاده و بالغ نیز باشد، کسب‌وکارهایی که قادر به مطابقت با سرعت تغییر مانند رقبای خود نیستند، یا اینکه نتوانسته اند با بازار خود تکامل یابند.

۲– آموزش و پشتیبانی ناکافی

عدم موفقیت ناشی از آموزش و پشتیبانی ضعیف نیز احتمالاً بیشتر در سیستم‌های استارتاپی رخ می‌دهد تا برندهای کاملا رشد یافته و بالغ. آموزش و پشتیبانی در برندهای جدید به طور معمول محدود به موارد عملیاتی ست که آموزش عمومی در مورد آنها کم بوده و به راحتی در دسترس نیست.

فرنچایزی‌ها می‌توانند قبل از شروع کسب‌وکار با درک بهتر ماهیت، محتوا، فراوانی و ارزیابی آموزش و پشتیبانی ارائه شده توسط فرنچایزکننده، خود را از مشکلات آموزش و پشتیبانی مصون کنند و اگر به نظر کافی نیستند، درخواست آموزش و پشتیبانی بیشتری نمایند یا به دنبال سیستم های دیگری بگردند

۳- ورشکستگی

هنگامی که فرنچایز کننده ورشکست می‌شود، اغلب فرنچایزی‌های آنها قادر به ادامه کار نیستند زیرا عملکردهایی مانند بازاریابی، زنجیره تأمین، فناوری اطلاعات و سایر فعالیتهای اصلی که شبکه فرنچایز را در کنار هم نگه می‌دارند، ممکن است دچار مشکل شده یا درکل متوقف شوند. در اینجا هم بیشترین خطر عدم موفقیت در بین فرنچایزکننده‌های جدید و استارتاپی است، اگرچه مجموعه‌های فرنچایز قدیمی و بالغ نیز گاهی دچار ورشکستگی می‌شوند مانند مانند آنگوس و رابرتسون در سال ۲۰۱۱ ، و کلاینز و کلاینماید در سال ۲۰۰۸٫

 دلایل شکست به خاطر فرنچایزی:

۴- عدم تناسب

یک فرنچایزی باقوه ممکن است بعنوان مشتری، آن کسب‌وکار را دوست داشته باشد و به همین دلیل تصمیم بگیرد وارد آن شود (زیرا آن محصولات یا خدمات را خیلی دوست دارد). متأسفانه تفاوت زیادی بین دوست داشتن محصولات یا خدمات و دوست داشتن چالش اداره کسب و کاری که آن محصولات یا خدمات را بفروشد وجود دارد.

بعضی مواقع فرنچایزی‌ها، هر چقدر علاقه مند به محصول، برند یا صنعت باشند، برای آن نوع کسب‌وکار مناسب نیستند. آنها ممکن است به اندازه کافی پویا نباشند که بتوانند در طول زمان با آن کسب‌وکار پیش روند، ناتوان از مدیریت یا حفظ کارکنان باشند یا مجموعه ای از عوامل دیگر که به طور خلاصه می‌توان گفت متناسب یا فیت این نوع کسب‌وکار نیستند.

۵- برنامه ریزی ناکافی

عدم برنامه‌ریزی، برنامه‌ای برای عدم موفقیت است. علیرغم واضح بودن این گفته، بسیاری از فرنچایزی‌ها هنوز نمی‌توانند قبل از شروع کسب و کار، برنامه تجاری خود را تهیه کنند (و از طرف دیگر، بسیاری از فرنچایز کننده‌ها بر روی این موضوع تاکید نکرده و آنرا از فرنچایزی ها درخواست نمی کنند)

یک برنامه تجاری باید نقشه راهی باشد که راه دستیابی به سودهی را در مراحل مختلف کسب‌وکار با اهداف کوتاه، میان و بلند مدت نشان  دهد. فرنچایز کننده باید در فرایند برنامه ریزی شرکت داشته باشد و برنامه‌های کسب‌وکار ارائه شده توسط فرنچایزی‌ها را تجزیه و تحلیل کند و بر مطابقت فعالیت فرنچایزی ها با آنها نظارت داشته باشد.

۶- سرمایه در گردش و سرمایه گذاری مجدد ناکافی

ناکافی بودن سرمایه در گردش و فقدان سرمایه گذاری مجدد از مهمترین دلایل شکست کسب‌وکارها (نه فقط فرنچایزها) است. فرنچایزی‌هایی که کسب‌وکار عملیاتی خود را بدون سرمایه در گردش کافی شروع می‌کنند در صورتی که ورودی نقدینگی از خروجی آن کمتر باشد قادر به پرداخت هزینه ‌های روزانه و ماهانه خود نخواهند بود.

 حتی اگر کسب‌وکار سودآور باشد، بازهم اگر مشتریان پرداختی‌های خود را به موقع انجام ندهند، شرکت مجبور خواهد بود پرداخت هزینه‌های خود را به تعویق بیاندازد. درک تفاوت بین جریان نقدینگی و سود می‌تواند به معنای تفاوت بین زنده ماندن و عدم موفقیت باشد. این امر در مورد لزوم سرمایه گذاری مجدد در کسب وکار نیز صادق است. عدم توجه به این موضوع و لزوم سرمایه گذاری گسترده مجدد می‌تواند در نهایت منجر به ورشکستگی فرنچایزی شود.

۷- انتظارات غیر واقع بینانه

بهترین روش برای آزمایش اینکه یک فرنچایزی انتظارات غیرواقعی و غیر واقع بینانه در مورد آینده کسب‌وکار خود دارد، بررسی برنامه کسب‌وکار آنهاست. این امر دیدگاه کلی در مورد انتظارات مالی آنها (و اینکه چه زمانی به آن خواهند رسید) ارائه می‌کند. نباید فراموش کرد که ممکن است انتظارات غیرواقعی دیگری بر اساس آموزش، پشتیبانی و انعطاف پذیری مدل تجاری بوجود آید.
مشکل ارزیابی انتظارات از قبل این است که آنها عمدتا پس از آنکه برآورده نشدند با فرنچایز کننده در میان گذاشته می‌شوند.

۸- کسب و کار جدید (دزدی از خود)

بعضی اوقات علت عدم موفقیت کسب‌وکار یک فرنچایزی به هیچ وجه به سیستم فرنچایزینگ مربوط نمی‌شود بلکه کاملا چیز دیگری است. اگر یک فرنچایزی از عمکرد شغلی خود در سیستم فرنچایز راضی باشد، به دنبال چالش و کسب وکار بعدی می‌گردد. غالباً این امر باعث صرف هزینه و وقت زیادی برای سرمایه گذاری جدید می‌شود.

در اینجاست که ما اصطلاح دزدی از خود را بکار می بریم. بدین معنی که فرنچایزی منابع مالی و انسانی یک کسب‌وکار را برای حمایت از کسب‌وکار دیگر بکار برده و شرایط کار در فرنچایز خود را به مخاطره می اندازد.

۹- رضایتمندی و عدم رشد و پیشرفت

بازاری که کسب‌وکارهای فرنچایز در آن فعالیت می‌کنند دائماً در حال تغییر است و اگر فرنچایزی با این بازار تغییر نکند، در نهایت شکست می‌خورد. خوشبختانه فرنچایزی‌ها در این سفر برای تغییر مداوم تنها نیستند، زیرا فرنچایزکننده نیز برای رونق بخشیدن به بازار محصول و خدمات خود می‌بایست تکامل یافته و رشد کند. با این حال اگر فرنچایزی از وضعیت فعلی کسب و کار خود راضی باشد (یا تمرکزش جای دیگری باشد) برای تغییر و انطباق با بازار دچار مشکل خواهد شد.

۱۰- عدم پیروی از سیستم ها

علی رغم سرمایه‌گذاری در یک سیستم فرنچایز با روشهای مشخص برای انجام کارها، برخی از فرنچایزی‌ها فکر می‌کنند می‌توانند این کار را بهتر انجام دهند و به جای پیروی از سیستم‌ها، بدون توجه به آنها سعی می‌کنند کارها را به شیوه خود را انجام دهند. فرنچایزکننده‌ها می‌دانند که فرنچایزی ها می‌توانند ایده‌های بسیار خوبی را برای بهبود سیستم ارائه دهند، اما اگر برخی از ایده‌های آنها کاملاً مغایر ارزش برند باشد و توسط آنها اجرایی شود، به نظر خواهد رسید که فرنچایزی کسب‌وکار کوچک مستقل خود را دارد.
با این کار فرنچایزی، نه تنها خطر تعلیق یا فسخ قرارداد فرنچایز خود را به جان می‌خرد، بلکه با ایجاد اختلال در کسب‌وکار باعث کاهش فروش و سود خود می شود.

در پایان باید بگوییم که این یک لیست جامع از دلایل عدم موفقیت فرنچایز نیست. این دلایل مستقل از یکدیگر نیستند، و گاهی اوقات دو یا چند دلیل  باعث شکست و عدم موفقیت فرنچایزی ها هستند.